محمد تقي المجلسي ( الأول )
8
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
انگشت را پس چون شش شوط كرد ديد كه هفت انگشتش گشاده شد چنين يافت كه هفت شوط كرده است و حال آن كه شش كرده است حضرت فرمودند كه يك شوط را به جا مىآورد قضا يا نيّت أداء و قضا نمىكند سليمان عرض نمود كه اگر از مكة معظمه در آمده باشد و به خانه خود رفته باشد و نتواند رفتن چه كند حضرت فرمودند كه شخصي را مىگويد كه يك شوط به نيابت أو بكند ( و روى عنه صلوات الله عليه رفاعة انّه قال في رجل لا يدرى ستّة طاف أو سبعة قال يبنى على يقينه ) ( 1 ) و منقولست در صحيح از رفاعه كه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه فرمودند در شخصي كه نداند كه شش شوط كرده است يا هفت شوط آن كه بر يقين مىگذارد ، و ظاهرش آنست كه مراد از يقين شش است كه متيقن است و هفت مشكوك . و در فقه رضوى مذكور است كه بنا بر شش مىگذارد ، و جمعى تأويل كردهاند كه يقين آنست كه از سر گيرد زيرا كه اگر بر شش گذارد و در واقع هفت كرده باشد زيادتى بفعل آمده است كه مبطل است و اگر بنا بر هفت گذارد و در واقع شش بوده باشد يك شوط كم كرده است و نقصان مبطل است پس در هيچ حالي يقين بهم نمىرسد چنان كه گذشت در نماز ، و جمعى حمل كردهاند بر نافله كه در آن مخير است كه بنا بر أقل گذارد يا أكثر و أقل بهتر است و ظاهرا صدوق نيز چنين اعتقاد دارد و احتمال تخيير نيز هست و اين بدأب محدثين اقربست ( و سئل صلوات الله عليه عن رجل لا يدرى ثلاثة طاف أو أربعة قال طواف نافلة أو فريضة قيل أجبني فيهما جميعا قال إن كان طواف نافلة ) *